الملا فتح الله الكاشاني
201
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شدند و به عذاب اليم الهى گرفتار گشتند ايشان نيز به هلاكت دنيوى و اخروى گرفتار شوند و گويند كه مراد از كتب اهلاك ايشانست در روز خندق * ( وَقَدْ أَنْزَلْنا ) * و بتحقيق كه فرستاديم * ( آياتٍ بَيِّناتٍ ) * آيتهاى روشن كه قرآن است و ساير معجزات داله بر صدق نبوت حضرت رسالت ( ص ) * ( وَلِلْكافِرِينَ ) * و مر كافران راست در دنيا * ( عَذابٌ مُهِينٌ ) * عذابى خواركننده و رسوا سازنده كه عزت و تكبر ايشان را درهم شكند از قتل و سبى يا مر ايشانراست عذاب خوار سازنده * ( يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه ) * در روزى كه بر انگيزد خداى تعالى ايشان را از قبور و بنا بر معنى اول منصوبيت ظرف باضمار اذكر است كه مشعر است بتفخيم آن يعنى ياد كن روزى را كه بعث كند خداى تعالى ايشان را * ( جَمِيعاً ) * همهء ايشان را كه يكى غير مبعوث نماند و ميتواند بود كه نصب جميعا بر حاليه باشد بتاويل مجتمعين نه بر بدلية يعنى بعث كند خداى ايشان را در حالتى كه همه مجتمع باشند بيك حال در روز بعث و هيچ كس از ايشان وا - گذاشته نشود * ( فَيُنَبِّئُهُمْ ) * پس خبر دهد خداى ايشان را بر رؤس اشهاد * ( بِما عَمِلُوا ) * به آنچه كرده باشند به جهت تشهير حال ايشان و توبيخ و تخجيل ايشان و تقرير عذاب ايشان و ايشان بسبب اين خجالت و خزى تمناى آن كنند كه بسرعت هر چه تمامتر بدوزخ روند * ( أَحْصاه اللَّه ) * شمردهء و نگاه داشته باشد خداى تعالى عمل ايشان را و بعموم علم خود احاطهء جمع عدد عمل ايشان نموده كه هيچ چيز از آن از علم او غايب نشود * ( وَنَسُوه ) * و فراموش كرده باشند ايشان آن را به جهت كثرت آن يا تهاون نمودن به آن * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ ) * و خداى بر همه چيز از احوال و اعمال بندگان * ( شَهِيدٌ ) * حاضر است يعنى عالم به جميع آن پس همه را بر وفق عمل مكافات خواهد داد و نظير اينست كه شهد اللَّه انه لا إله الا هو كه بمعنى علم اللَّه است و در كشاف آورده كه روزى ربيعة بن عمرو و حبيب برادر او و صفوان ابى اميه مكالمه ميكردند يكى گفت آيا خدا مىداند ما مىگوييم و ديگرى گفت بعضى را مىداند و بعضى را نه ثالث گفت اگر بعضى را مىداند همه را نيز مىداند زيرا كه مانعى ندارد از دانستن چه عالم بالذات است و علم او موقوف نيست بسببى دون سببى پس همه معلوم او خواهد بود آيه آمد كه * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه ) * استفهام از براى تقرير است و ترى بمعنى تعلم است يعنى آيا ندانستى آن را كه خداى * ( يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ ) * مىداند آنچه در آسمانهاست از ملايكه و نجوم و ارواح مطهره و غير آن * ( وَما فِي الأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از معدنيات و نباتات و حيوانات و ساير جمادات و گويند كه ترى بمعنى خود است و